نومیدی
و گریه من هنگام تولد....اغاز قصه تنهاییم بود...

امشب خیلی شب سختی هست برای من دوباره شکستم خورد شدم له شدم. و هیچکس نیست بگه چته همه میگن اروم باش خوب باش ادا در نیار هیچکس بهم نمیگه چیکار کنم تا اروم شی.لحظه لحظش داره زجرم میده.دلم داره منفجر میشه

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء

 

 

 

ای خدا بازم تنهایی

گریه



ارسال شده در تاریخ : جمعه 11 مرداد 1392 :: 03:59 :: توسط : bidelgham

درباره وبلاگ
نومیدی
بس که دلتنگم اگر گریه کنم می گویند... قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد... عشق رازی ست که تنها به خدا باید گفت.... چه سخن ها که خدا با من تنها دارد...
نويسندگان
پيوندها

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید