نومیدی
و گریه من هنگام تولد....اغاز قصه تنهاییم بود...

 

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی 

به پیام آشنایی بنوازد اشنا را


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 01 خرداد 1392 :: 20:13 :: توسط : bidelgham

درباره وبلاگ
نومیدی
بس که دلتنگم اگر گریه کنم می گویند... قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد... عشق رازی ست که تنها به خدا باید گفت.... چه سخن ها که خدا با من تنها دارد...
نويسندگان
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران