نومیدی
و گریه من هنگام تولد....اغاز قصه تنهاییم بود...

قالت فاطمة سلام الله علیها:

یا رسول الله دخل علیّ نساء من قریش و

قلن لی زوّجتک رسول الله من فقیر لا مال له.

فقال صلّی الله علیه و آله لها:

والله یا بنیّة ما الوتک نصحاً ان زوّجتک اقدمهم

سلماً و اکثرهم علماً و اعظمهم حلماً.

یا بنیة انّ الله عزوجل اطلع فی الارض اطلاعة

فاختار من اهلها رجلین.

فجعل احدهما اباک و الآخر بعلک.

حضرت زهــــــرا سلام الله علیهــــــا:

ای رسول خدا جمعی از زنان قریـــش بر من وارد شدند

و گفتند: پیــــامبر تو را به ازدواج کسی در آورده است

که سرمـــــــایه ای ندارد.

رسول اکرم(ص) در جواب فرمودند:

قسم به خدا دخـــــترم در خیرخواهی تو کوتاهی نکردم

که تو را به اولین مسلمان، عالمــــــترین و بردبارترین

اشـــــــخاص تزویج نموده ام.

دختـــــــرم!

همــــانا خداوند بزرگ نگــــاهی به زمین افکند

و از اهل آن دو نفـــــــــر را برگزید.

یکی از آن دو نفــــر پدرت و دیگری شوهر توست.

______________________

بحارالنوار، جلد 43، صفحه 133



ارسال شده در تاریخ : شنبه 02 شهریور 1392 :: 20:31 :: توسط : bidelgham

درباره وبلاگ
نومیدی
بس که دلتنگم اگر گریه کنم می گویند... قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد... عشق رازی ست که تنها به خدا باید گفت.... چه سخن ها که خدا با من تنها دارد...
نويسندگان
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران