نومیدی
و گریه من هنگام تولد....اغاز قصه تنهاییم بود...

سلام به همه..............

خب امشب رو هممون قطعا میدونیم که شب عیده.

از قدیما یه بیت شعر هست که تو روزای عید فطر می خونن:

عید رمضان امد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

قبلا فکر می کردم ای بابا کیه که واسش حیف باشه.

همه خوشحالن که ماه رمضون تموم شده

کیه که حسرت بخوره...

اما اینو جدی بگم خودم الان شدیدا حسرت میخورم

ای خدا مهمانی تموم شد

و مهمونی تو عجیب بود.............خیلی عجیب

انگار هیچ وقت انقدر راحت نبودم

وبعد از این راحتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

به قول یکی......نچچچچچچچ

 

 

و شروع دلتنگی من..............

رب ارزقنا حلاوة لیلة القدربحق الزهرا


ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 17 مرداد 1392 :: 19:25 :: توسط : bidelgham

گفتن ندارد............

کوچه شلوغ و جای یک سوزن ندارد..

نامرد مردم.....

حق علی و فاطمه خوردن ندارد....

مادر به خود گفت....

شاید کسی کاری به کار زن ندارد.

من از نبی ام ...

حتما کسی کاری به کار من ندارد..

افتادن زن....

در پیش چشم دیگران دیدن ندارد..

برخیز مادر ...

زینب پناهی غیر این دامن ندارد....

 

 

 

وقتی حسینت.....

در لحظه ی گودال پیراهن ندارد

 

 

 


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 :: 21:51 :: توسط : bidelgham

صدای پای عید می آید و دل مومن بر سر این دورهی مانده، بلاتکلیف است!

از امدن این عید زیبا دلشاد باشد یا از رفتن آن ماه پربرکت محزون؟

عید فطر پاک ترین و عید ترین عید هاست

چرا که پاداش یک ماه شستشوی جان در نهر رمضان است

پایان رمضان نیست بلکه بر امدن انسانی نو از خاکسترهای وجودی الوده است

که همچون ققنوس سر بر می آورد و بال گشوده در

آسمان رحمت و مغفرت به پرواز در می آید.

آری رمضان کوره ایست که هر کس به وسع خویش در آن پخته می شود

و گاه.......................... می سوزد.و آنکه سوخت برنده است.

پس این فرخنده روز بر همه مبارک باد.

 

ان تدخلنی فی کل خیر ادخلت فیه محمد و آل محمد بحق محمد و آل محمد

صلواتک علیه و علیهم


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 :: 19:07 :: توسط : bidelgham

میگن عید نزدیکه، عید فطر 

شبای عید همه خوشحالن و دور همدیگه جمع میشن.

خدایا بحق فاطمه تو این روزای مبارک

دیگه کسی با شکم گرسنه نخوابه تن همه سالم باشه

آقامون ازمون راضی باشه

 

و دلی گرفته و غمگین نباشه....................


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 :: 09:03 :: توسط : bidelgham

اللهم صل علی فاطمة

و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع

فیها بعدد ما احاط به علمک


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 :: 08:53 :: توسط : bidelgham

این جماعت از کار دنیا فقط گریستن را آموخته اند واین شهر فقط تماشا را.

آن لحظه که صدایشان کردی بی پاسخت گذاشتند و حالا که خود خاموش شده ای 

برایت سینه زنان آه و ناله سر می دهند.

این است که قلب را می سوزاند و جگر را آتش می زند.

علی به ابوذر فرمود برو با صدای بلند اعلام کن:

تشییع جنازه فاطمه زهرا به تاخیر افتاده به خانه هایشان برگردند.

متفرق شدند!بهتر! جماعت بوقلمون صفت هر چه نباشند بهتر است.

مدینه در سکوت فرو رفت و کودکان یتیم علی در خویش...

زینب.....................................

چاره ای جز صبر نیست که اینان وارثان غم غربت تواند یا علی!

 

 

و حالا علی تنهاترین شد

 


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 15 مرداد 1392 :: 19:01 :: توسط : bidelgham

چشم خشک از چشم های تر خجالت می کشد

چشمه وقتی خشک شد دیگر خجالت می کشد

سوختن در شعله دل کمتر از پرواز نیست

هر که اینجا نیست خاکستر خجالت می کشد

طفل بازیگوش را شرمی نباشد از کسی

بیستر با دیدن مادر خجالت می کشد

آنچه مادر می کشد دردش به دختر می رسد

گر بیفتد مادری دختر خجالت می کشد

تا عروج فاطمه جبریل را هم راه نیست

در مسیر عرش بال و پر خجالت می کشد

حتم دارم که قیامت هم از او شرمنده است

با ورود فاطمه محشر خجالت می کشد

دست این از دست ان و دست ان از دست این

آه...دارد همسر از همسر خجالت می کشد

 

 

 

روز محشر که بیاید کار دست فاطمست

مرتضی می ایستد و زهرا شفاعت می کند


ارسال شده در تاریخ : سه‌شنبه 15 مرداد 1392 :: 04:25 :: توسط : bidelgham

خادمت جبریل شد بال و پری پیدا کند

خاک پایت شد ملک تاج سری پیدا کند

مصطفی از اولش هم در پی دختر نبود

بلکه بابای تو شد تا مادری پیدا کند

آن همه معراج رفتن علتش یک سیب بود

با همان تثبیت شد پیغمبری پیدا کند

بعد تو پیغمبری هم جمع شد اصلا چه کس

می تواند در کنار تو سری پیدا کند

در همین سجاده هم در مسند الله باش

فاطمه، باید خدا هم مظهری پیدا کند

مرتضی با آن مقامش تازه گردنبند توست[1]

تا که هم تو هم خودش یک زیوری پیدا کند

بیشتر دنبال کسب فیض از قرب تو بود

نه که با وصلت بخواهد همسری پیدا کند

بی گمان محشر خودش اهل شفاعت می شود

هر که از تو رشته های معجری پیدا کند

از مباهات خدا پیداست که امکان نداشت

از نماز تو نماز بهتری پیدا کند

هر که از باب العطایت وارد جنت نشد

از محالات است باب دیگری پیدا کند

[1]. اشاره به این روایت که وقتی آدم همراه جبرئیل وارد یکی از جنت ها شد مشاهده کرد زنی نشسته تسبیح خدا می گوید،تاجی بر سر یک گردنبند و دو گوشواره به گوش دارد. آدم سوال کرد این کیست. گفت حقیقت خلقت.این تاج پیغمبر آخرالزمان این گردنبند شوهرش علی و دو گوشواره هم حسن و حسین هستند.

 

 

تو دعا کن تا بیاید مهدیت با ذوالفقار

قبر پنهان گل نیلوفری پیدا کند


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 14 مرداد 1392 :: 02:41 :: توسط : bidelgham

سلام دوستان عزیز

خواستم به اطلاع برسونم این وبلاگ احتمالا تا دو روز آینده حذف بشه

خلاصه حلالمون کنید........


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 13 مرداد 1392 :: 10:22 :: توسط : bidelgham

از علامه سید باقر فرزند آیت الله حجت سید محمد هندی نقل شده که حضرت ولی عصر(عج) را در شب عید غدیر در خواب به حالت افسرده و غمگین مشاهده کرد. پرسید آقای من چه شده که شما را امروز غمگین و افسرده می بینم؟ با این که مردم از عید غدیر خوشحال و مسرورند؟

آن حضرت فرمود در یاد و غم و اندوه مادرم می باشم. سپس فرمود:

لا ترانی اتخذت لا و علاها/ بعد بیت الحزان بیت سرور

سوگند به شرف مقام ان حضرت، مرا نخواهی دید که پس از بیت الاحزان خانه خوش بگیرم.

پس از ان که سید از خواب بیدار شد، قصیده ای در حالات غدیر و ستم هایی که پس از رحلت حضرت رسول بر حضرت زهرا وارد شد سرود و بیتی را که نیز ان حضرت سروده بود در ان گنجاند.قصیده او موجود و مشهود می باشد و مطلعش این است:

کل غدر و قول افک و زور/ هو فرع من حجد نص الغدیر

هر نیرنگ و تهمت و ناروا فرعی از انکار نص صریح غدیر است[1].

[1].فاطمة الزهرا، بهجت قلب المصطفی، ترجمه افتخارزاده ص 826.

منبع: کتاب آتش در حرم.

 

 

 

عشق یعنی عشق ناب فاطمه

بیت الاحزان خراب فاطمه


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 13 مرداد 1392 :: 04:03 :: توسط : bidelgham
درباره وبلاگ
نومیدی
بس که دلتنگم اگر گریه کنم می گویند... قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد... عشق رازی ست که تنها به خدا باید گفت.... چه سخن ها که خدا با من تنها دارد...
نويسندگان
پيوندها

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید