نومیدی
و گریه من هنگام تولد....اغاز قصه تنهاییم بود...

سلام به همه..............

خب امشب رو هممون قطعا میدونیم که شب عیده.

از قدیما یه بیت شعر هست که تو روزای عید فطر می خونن:

عید رمضان امد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

قبلا فکر می کردم ای بابا کیه که واسش حیف باشه.

همه خوشحالن که ماه رمضون تموم شده

کیه که حسرت بخوره...

اما اینو جدی بگم خودم الان شدیدا حسرت میخورم

ای خدا مهمانی تموم شد

و مهمونی تو عجیب بود.............خیلی عجیب

انگار هیچ وقت انقدر راحت نبودم

وبعد از این راحتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

به قول یکی......نچچچچچچچ

 

 

و شروع دلتنگی من..............

رب ارزقنا حلاوة لیلة القدربحق الزهرا



ارسال شده در تاریخ : پنج‌شنبه 17 مرداد 1392 :: 19:25 :: توسط : bidelgham

درباره وبلاگ
نومیدی
بس که دلتنگم اگر گریه کنم می گویند... قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد... عشق رازی ست که تنها به خدا باید گفت.... چه سخن ها که خدا با من تنها دارد...
نويسندگان
پيوندها

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید